۱۳۹۴ مهر ۸, چهارشنبه

تيرآرش در ترکش جوانان!



 تظاهرات در نیویورک

تظاهرات در نیویورک


در میان درخشش صدای ایرانیان در تظاهرات بزرگ نیویورک علیه حضور آخوند روحانی در سازمان ملل که به‌طور گسترده‌یی در رسانه‌ها انعکاس داشت، یک انعکاس بسیار قابل‌توجه بود، مقاله‌یی در سایت دیجیتال ژورنال به قلم برایان بوکر که در آن به نقش ریشه‌یی جوانان در مقاومت ایران اشاره شده بود.

بوکر ضمن اشاره به این تظاهرات و اهمیت آن می‌نویسد، شمار فزونی یابنده جوانانی که خواهان تغییر رژیم در ایران هستند می‌رود که آنها را در نوک پیکان جنبش ضد رژیم قرار بدهد. نسل بعدی اپوزیسیون ایران، زیر چتر شورای ملی مقاومت ایران و مجاهدین خلق، به‌مثابه گروهی پرآوازه و به‌طور روزافزونی تاثیرگذار سر برآورده که هدف اول آنها در حال حاضر روحانی و آخوندهایی است که او نمایندگیشان می‌کند.

بله، نقش و جایگاه جوانان در مقاومت ایران آن روی سکة خشم روزافزون جوانان داخل ایران نسبت به حاکمیت آخوندهاست. در واقع جوانان ایرانی در تظاهرات بزرگ نیویورک فریادگر صدای در گلو مانده همان جوانان داخل کشور بودند. جوانانی که در زیر طلسم اختناق، امکان بارز کردن ابعاد واقعی خشم خود را ندارند، همان لشکر جوانان بیکار و به‌ویژه فارغ‌التحصیلان بیکار. همانها که پشتوانه و نیروی میلیونی پیکانی هستند که نوک آن روز 6مهر در چهارراه جهان در نیویورک درخشید. با چنین پشتوانه‌ای است که صدای ملت ایران از پنچره‌هایی که عامدانه بسته شدند، عبور می‌کند و به آنجایی که باید، یعنی محل تجمع سران کشورها در سازمان ملل می‌رسد و در سخنان آنها انعکاس پیدا می‌کند. طوریکه حتی مجبور می‌شوند به جای حلوا حلوا کردن رژیم آخوندی به‌خاطر توافق اتمی این واقعیت را به‌زبان بیاورند که این رژیم در جنگی نیابتی و خشن، «کل منطقه را به خطر میندازد»

نقل قولهای بوکر از جوانان شرکت کننده در این تظاهرات هم جالب توجه است:
بوکر از قول بهرنگ 22ساله نوشته «تنها چیزی که نمی‌گذارد مردم ایران به هدفشان که سرنگونی این رژیم است برسند، تمایل افراط گونه جامعه بین‌المللی به مذاکره دیپلوماتیک با این رژیم است. همچنین از دلارام 22ساله نقل می‌کنه که «جدالشون برای تغییر رژیمه. هدف به زیر کشیدن حکومت کنونی خامنه‌ای است».

یک جوان دیگه به‌نام حمید هم در جواب این سؤال بوکر که چرا این‌قدر شیفته ایران و در پی تغییر رژیم است، دو دلیل ذکر کرده: «اول این‌که می‌خواهم در یک ایران دموکراتیک و پیشرفته زندگی کنم. دوم این‌که باور دارم که تغییر در ایران تغییر در کل خاورمیانه است، این تغییر طلیعه دورانی نوینی است، دوارنی پر از امید و تغییرات مثبت در منطقه».

آری، ایرانیان آزاده و به‌ویژه جوانان پرشور و اشرف‌نشان در این تظاهرات بزرگ نماینده واقعی مردم ایران را به جهانیان معرفی کردند و نشان دادند که آخوند روحانی به هیچ‌وجه نماینده ایران و ایرانی نیست. آنها از امیدها و آرزوهای خود برای ایران آزاد فردا گفتند و لبخند به لب بر ادامه مبارزه علیه دیکتاتوری ولایت‌فقیه پای فشردند.

... این بار تیر آرش از خشم متراکم جوانان ایرانی نیرو گرفت و از چلة جوانان اشرف‌نشان در تظاهرات بزرگ نیویورک جهید و در آنسوی «جیحون جهان»، در مقر سازمان ملل در نیویورک، پایتخت دنیا بر زمین نشست تا جهانیان از عزم جوانان ایرانی برای تغییر در ایران آگاه بشن.

۱۳۹۴ شهریور ۲۰, جمعه

پیام همزمانی موضع‌گیریهای متضاد خامنه‌ای با رفسنجانی و روحانی

رفسنجانی، خامنه‌ای و روحانی

رفسنجانی، خامنه‌ای و روحانی


در مورد شدت و حدّت جنگ قدرت در رأس رژیم، توجه به این نکته جالب است که همزمان با اظهارات خامنه‌ای در سخنرانی عمومی روز پنجشنبه (18/6) اظهارات رفسنجانی و روحانی هم (که همان روز منتشر شد) تقریباً در تمام موارد بر ضد حرفهای خامنه‌ای بوده و این دو مواضع او را یک به یک تخطئه کرده بودند. از جمله:
خامنه‌ای در سخنرانی خود ضمن ابراز نگرانی از تنفر و رویگردانی جوانان از رژیم تحت این عنوان که «سعی دشمنان این است که جوان ما را لاابالی بار بیاورند، نسبت به انقلاب بی‌تفاوت بار بیاورند» از تحقیر بسیجیان و نیروهای در حال ریزش رژیم شکوه و شکایت کرد و گفت: «مسئولان کشور جوانهای انقلابی را گرامی بدارند؛ این‌همه جوانهای حزب‌اللّهی و انقلابی را… به اسم افراطی و امثال اینها نکوبند» وی سپس به باند رقیب هشدار داد که همین بسیجیها هستند که «در هنگام خطر به‌داد» رژیم می‌رسند.

اما رفسنجانی در دیدار با جماعتی که از آنها به‌عنوان دانشجو نام برده شده، بار دیگر افراط و افراط‌گرایان را کوبید و گفت: «روش افراط و تفریط مقطعی، ناکارآمد و نهایتاً بی‌تأثیر است» (ایسنا ـ ۱۹/۶/۹۴).

درباره رابطه با غرب و به‌خصوص آمریکا، خامنه‌ای تأکید کرد که آمریکا هم‌چنان شیطان بزرگ است، «نباید بگذاریم دوباره برگردد؛ نباید بگذاریم از در رفت، از پنجره برگردد؛ نباید اجازه بدهیم نفوذ پیدا کند…».
وی با اشاره آشکار به باند رفسنجانی روحانی گفت «چرا بعضیها اصرار دارند این شیطان بزرگ را بزک کنند و به شکل فرشته وانمود کنند؟ دین به‌کنار، انقلابیگری به‌کنار؛ وفاداری به مصالح کشور چه می‌شود؟ عقل چه می‌شود؟». اما در نقطه مقابل این سخنان، رفسنجانی در دیدار با رئیس‌جمهور اتریش ابراز امیدواری کرد که آمریکا «گذشته را جبران کند و قدمهای جدیدی به سوی ایران بردارد» و به‌خصوص تصریح کرد که ایران هم «آمادگی کامل دارد تا در دوره‌ی جدید خود با همه کشورهای جهان… روابط و همکاریهای سیاسی و اقتصادی گسترش دهد» (ایسنا ـ ۱۸/۶/۹۴).

روحانی هم با تأکید این‌که «تهران از حضور سرمایه‌گذاران و کارآفرینان خارجی استقبال می‌کند» (ایرنا ـ ۱۸/۶/۹۴) از استانداران نیز خواست که زمینه را برای سرمایه‌گذاران در همه استانها فراهم کنند (تلویزیون رژیم ـ ۱۸/۶/۹۴).

در مورد انتخابات، خامنه‌ای با ارائه معنای جدیدی از «حق‌الناس»، توی دهن رفسنجانی زد که چند روز پیش انتخاباتهای قبلی را زیر سؤال برده بود، خامنه‌ای تصریح کرد که همان کاری را که در سال 88 کرده و زیر بار باطل کردن انتخابات نرفته، دفاع از حق الناس بوده است.

خامنه‌ای همچنین توی دهن روحانی هم که شورای نگهبان را زیر سؤال برده بود، زد و تأکید کرد: «بخشی از این حقّ‌النّاس، همین حقّ رأی شورای نگهبان است؛ همین حقّ نظارت استصوابی و مؤثّر شورای نگهبان است». اما روحانی که مخاطب این حرف بود، بدون اعتنا به آن، حرف خودش را زد و در حالی که دولتش را صاحب عله انتخابات قلمداد می‌کرد، از استانداران به‌عنوان مجریان نمایش انتخابات، خواست: «فضای استانها را انشاالله به‌تدریج آماده بکنند برای انتخابات بسیار پرشور در ماه اسفند که ما شاهد انشالله یک حماسه بزرگ در سراسر کشور باشیم». منظور روحانی از ”حماسه“ از آنجا که روی کارآمدن خودش در نمایش انتخاباتی قبلی را ”حماسه“ می‌خواند، روشن است.

اولین نتیجه‌یی که هر ناظری از این میزان تضاد و تعارض در رأس نظام می‌گیرد این است که تضاد بسیار جدی است! اما تهدید این است که این تک‌و پاتکها به‌دلیل تکرار، عادی جلوه کند، در حالی که اصلاً عادی نیست. مگر در زمان خمینی، چنین رودررویی با او متصور بود، یا در قیاس با رژیم شاه که استبداد ولی‌فقیه صدبار خودکامه‌تر از دیکتاتوری شاه است، مگر متصور بود که شاه دستوری صادر کند و نخست‌وزیرش در همان روز حرف دیگری کاملاً معکوس آن بر زبان براند؟!

پس اولین نتیجه این‌که این وضعیت، آن هم در یک استبداد مطلقه اصلاً عادی نیست، وضعیت رژیم به‌شدت بحرانی است، طلسم‌شکستگی ولی‌فقیه بسیار واقعی است، جنگ هژمونی در رأس نظام بسیار جدی است و روز به روز هم جدیتر می‌شود و اختلاف و تضاد شامل تمام زمینه‌هاست، از سیاسی تا اقتصادی و اجتماعی و منطقه‌یی و سیاست خارجی…

تنها فصل‌مشترک آنها در برابر جبهه مقاومت، در برابر مردم ایران و در جنایت و سرکوب و چپاول علیه مردم ایران است، اما از این‌که بگذریم، در اظهارات این هر سه سران نظام، یک حرف مشترک هم دیده می‌شود و آن، اهمیت شرایط پس از برجام است و این خود گواهی دیگر بر این واقعیت است که مرحله پس از زهر هسته‌یی که خودشان آن را مرحله «پسا توافق» و «پسا برجام» می‌نامند نیز، بسیار جدی و واقعی است. وجه مشترک دیگر آنها تأکید بر اهمیت و حساسیت نمایش انتخابات پیش روست. هر دو باند نمایش انتخابات آتی را جنگ سرنوشت و جنگ بود و نبود خود تلقی می‌کنند. این از قضا نقطه‌یی است که مردم و مقاومت ایران هم، البته در منتهی‌الیه طیف، همین نظر را دارند؛ آری، از نظر مقاومت ایران هم این مرحله بسیار مهم و سرنوشت‌ساز است و نشانه‌ها همه حاکی از آن است که فاتح و پیروز این مرحله، بی‌تردید مردم و مقاومت ایران هستند.